فلسفه بعثت پیامبر صل الله علیه و آله
پس از شناخت پیامبر خدا(ص)، مهمترین مسئله در زمینة معرفت شخصیت پیامبر اعظم، آشنایی با فلسفة بعثت اوست.
فلسفة بعثت پیامبر خاتم، در اساس با فلسفة بعثت پیامبران تفاوتی ندارد. تنها تفاوت این است که ایشان برنامة سایر پیامبران را تکمیل کرده و بدین جهت، نبوت به ایشان ختم گردیده است.
با عنایت به این نکته، می توان فلسفة بعثت از نگاه قرآن را در دو عنوان که حاکی از یک واقعیت اند بیان کرد:
1. دعوت به خدا 2. تکامل انسان
در ادامه بخوانید...
الف) دعوت به خدا
دعوت به خدا، جامع ترین فلسفة بعثت همة انبیای الهی است، این دعوت، در واقع، همان دعوت به پیمودن راه خدا، و عمل کردن براساس دین اسلام، یعنی برنامة تکامل انسان است که ضامن تأمین حیات مادی و معنوی اوست. از این رو، تعبیرهایی مانند:
«قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی؛ بگو این است راه من، که من و هر کس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم» (سوره یوسف، آیه 108)
و «ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن» (سوره نحل، آیه 125)
و « اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم؛ خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد» (سوره انفال، آیه 24)
و امثال این آیات در مورد فلسفة بعثت، اشاره به یک واقعیت یعنی دعوت خداوند، از زوایای گوناگون دارد.
به تعبیر دیگر، فلسفة بعثت همة انبیای الهی، و سرآمد آنان، پیامبر خاتم، این است که مردم را با راه رسیدن به کمال مطلق، آشنا کنند تا آنان با پیمودن این راه، ضمن تأمین نیازهای مادی و معنوی خود، به لقاء الله که مقصد نهایی حرکت تکاملی انسان است دست یابند. لذا مهمترین و جامع ترین فلسفة بعثت، همانا دعوت به خداوند متعال است.
تکامل انسان
در جهان بینی الهی، فلسفة وحی و نبوت، بر سه اصل اساسی استوار است:
اصل اول: فلسفة آفرینش انسان، تکامل اوست؛
اصل دوم: راهنمای تکامل، در متن وجود انسان نیست؛
اصل سوم: تنها آفریدگار جهان، می تواند برنامة تکامل انسان را ارائه نماید؛ زیرا تنها اوست که استعداد و نیازهای انسان را کاملا می شناسد و با همة دقایق برنامه های تکامل انسان، آشناست، و از سوی دیگر، نیازی به انسان ندارد تا چیزی که به سود اوست، از او دریغ نماید.
بنابراین، برای این که انسان بتواند به فلسفة آفرینش خود برسد، حکمت بالغة الهی ایجاب می کند که راهنمایی برای ارائه برنامة تکامل انسان اعزام نماید؛ زیرا در غیر این صورت، تکامل انسان ممکن نخواهد بود و این، به معنای بی هدف بودن آفرینش خواهد بود. به سخن دیگر، انکار وحی و بعثت انبیاء، مساوی است با انکار توحید. از این رو قرآن تصریح می فرماید که:
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَیْء»؛ وآنگاه که [یهودیان] گفتند: خداوند، چیزی بر بشری نازل نکرده، بزرگی خدا را چنان که باید، نشناختند. (سوره انعام، آیه91)
بر این پایه، در یک جمله می توان گفت: فلسفة بعثت انبیاء، تکامل انسان و پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی اوست.
سایر اموری که در تبیین حکمت انبیاء در قرآن به آنها اشاره شده است (مانند: رهایی انسان از زنجیرهای درونی و بیرونی، خارج ساختن انسان از تاریکی جهل، آموختن کتاب و حکمت، منور ساختن جهان به نور علم، رشد اخلاقی جامعه و تأمین عدالت اجتماعی) در واقع، فروع اجابت دعوت خدا، و جزئیات اجرای برنامة الهی تکامل انسان، از جانب انبیای الهی (به عنوان نخستین مجریان آن) است.
پاسخ دهید